
کتاب بهار برایم کاموا بیاور
نویسنده: خانم مریم حسینیان
نشر چشمه
صفحات:۱۶۴
قیمت:۲۹هزارتومن
.
.
رمان بهار برایمکاموا بیاور قصه زنی است که همراه همسر نویسنده و دو فرزندش از شهر خارج میشن و برای زندگی به منطقهای دورافتاده و برهوت مانند میرن تا همسرش در اونجابتونه داستان جدیدش رو بنویسه.
.
.
نظر شخصی:بهار برایمکاموا بیاور رمانخاصی بود که در قالب یک نامه نوشته شده.یک داستان گوتیک ،راز آلود و ترسناک که تا صفحه آخر متوجه نشدمراوی داستان چه کسیه.
شروع کتاب و احساسات شخصیت زن هم دلنشین بود و هم اضطراب عجیبی بهم داد.
انقدر جذاب نوشته شده بود که دوست داشتم بدونوقفه بخونم.
اینداستان صحنههای شوکه کنندهای داشت که برای منی که توشب میخوندمش ترسناک اما به شدت جذاب بود.
ترس و شوکهایی که در طی داستان و صحنه های مختلف به منوارد میشد خیلی این کتاب رو خاص میکرد.
اما پایانش...
اصلا قابل حدس نبود.
طوری بود که با یک دنیا بهت زل زدم به دیوار روبه روم و با خودم گفتم:《این کتاب توقعم رو تو کتاب خوندن بالا برد》
دوست دارم از پایانش بگم اما اسپویل میشه.
اگه این کتاب رو خوندید بیاین درباره پایانش حرف بزنیم. 😍
و اگه خوندید و احساس کردید متوجه داستان نشدید دوباره برگردید و صفحات آخرو بخونید یا سرچ کنید و حتما نقد این کتاب رو بخونید.
تنها چیزی که متوجهش نشدم مربوط به اون دوخانم زائر بود و گلسری که یکیشون به راوی داستان هدیه داد.
.
.
پینوشت:وقتی داشتم عکس رو میگرفتم خواهر کوچولوم ،آرام گفت:میخوام برای گنجشکا خونه درستکنم.
صدای یه خانمی تو سرم پیچید که میگفت:
.
"همیشه میبافم یک روز سبز، یک روز زرد، یک روز قرمز، یک روز آبی، یک روز صورتی، برای همه میبافم... پرنده ها ،درخت ها، سنگ ها ،گل ها..."
(بخشی از کتاب بهار برایمکاموا بیاور از خانم مریمحسینیان)