
نگاهی به کتابهایی که در این ماهای اخیر خوانده بودم انداختم و دیدم جای رمانی عاشقانه میانشان خالی است.
خودم هم دلم داستان عاشقانهای را طلب میکرد که به دلِ منِ گریزان از عاشقانههای غلیظ بنشیند.بنابراین به کتابهای نخوانده کتابخانهام چشم دوختم و نگاهم خورد به عنوانی که خبر از عاشقانه بودن داستان میداد.
کتاب "بگذار عاشقت باشم"به قلم خانم لیلامردانی،که در ۵۴۵ صفحه از نشر علی به چاپ رسیدهاست.
داستان شروع خوبی دارد. با فلش بکی آغاز میگردد و مارا به گذشتهی فخرالدین و لیا،در زمان جنگ ایران و عراق میبرد.همان ابتدا متوجه میشویم لیا دختری جسور از خانوادهای ثروتمند است که دل به فخرالدین سپرده و با شجاعت و جسارت ذاتیاش از او خواستگاری میکند.فخرالدین که مردی سربه زیر است و عازم جنگ،پیشنهاد دخترک را رد میکند.
سپس داستان در زمان حال روایت میشود.
ما با پسری به نام امیرعلی روبه رو هستیم که مهربان،مستقلوثروتمند است و نامزدی به نام رزا دارد که عاشقانه او را میپرسد اما با خیانت رزادنیا برسر امیرعلی آوار میشود.بخش دیگر داستان درمورد آیلین،خدمتکار هتل امیر علی است که به دلیل گذشته خانوادهاش زندگی را به سختی میگذراند اما...
.
داستان موضوع جدیدی برایم نداشت.بهنظرم کمی دیر خواندمش و اگر در همان سالی که چاپ شده بود میخواندم برایم جدید بود.نحوه پرداختن به آن تازگی دارد و به این داستان شکلی معمایی بخشیدهاست طوری که تا انتها مرا با خود همراه کرد تا راز نهفته در فلش بکها را کشف کنم.
فلش بکها در طول داستان تکرار میشوند.البته بیشتر داستان مربوط به زمان حال است.
قلم نویسنده شیوا و روان است.عاشقانههایش همانطور بود که میپسندم.شخصیتها منطقی بودند و رفتارشان دلنشین بود.
کتاب اشتباهات تایپی دارد.
نویسنده سختیهای زندگی افرادکم درآمدو دغدغههایشان،خانواده بزهکاران و کسانی که در خانوادهشان فردی معتاد حضور دارد را به خوبی به تصویر کشیدهاست.
این رمان حال و هوای اولین رمانهایی را که میخواندم داشت و حس خوب رمان خواندن در آن سالها را برایم زنده کرد.
به احتمال زیاد بازهم سراغ این کتاب میروم تا این حس خوب را دوباره زنده کنم.
و درآخر،اگر به تازگی رمان خواندن را آغاز کردید یا مثل من به دنبال زنده کردن حس و حال رمانهای سابق هستید این کتاب را به شما پیشنهاد میکنم.
پیج اینستاگرام من:
https://instagram.com/arghavanaskarii?utm_medium=copy_link
خواندن بیشتر ..